آخرین نوشته ها

جزئیات حسابتان را فراموش کرده اید؟

میلاد وفا

توسط / سه شنبه, ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۶ / منتشر شده در بخش ایثاروشهادت, درد و دل نویسنده, همه

روزی که آمدی ،

خنده های زیبایت  ، بازوان غیرتمندت ، چشمان شبیه علی و صورت همچون قرص ماهت ، قد رشید و ادب بی مثالت ،

تکیه گاه دل زینب شد و دلگرمی حسین ، برادرت…

گرمای نور وجودت تنها وابسته به زمان خودت نیست!

در تمام تاریخ شجاعت از تو الگو بر می دارد و مردان ، مردانگی و وفا را از تو می آموزند و سربلند جبهه های حق می شوند.

یکی دستانش را تقدیم می کند و تو با بالهای بهشتی ات همراهی اش میکنی و به آسمان می رسانی ،

دیگری چشمانش را فدای دیدن یار می کند و تو نور دیدگانت را به او می بخشی و دلش را روشن می کنی ،

و آن یکی از شدت سرفه های بی امان ، ذره ذره آب میشود و دم به دم جان می دهد و از تو جان می گیرد…

عباس جان!

چه زیباست که روز میلادت ، تولد جانبازی و جان باختگی است ؛

و چه زیباست که لحظه های سخت زندگی جانبازان ، با نام و یادت آسان میشود و دست نوازش تو را بر جسم و جان خود احساس می کنند…

ای پدر فضل!

به برادرت قسم ،

در این تنگناها و در این سختی ها ،

فداییان حسین را یاری کن که نفس هایشان به شماره افتاده و ترکش در جان شان نفوذ کن

به زینب ، خواهر یکدانه ات قسم ،

صبر را در قلب همسران و فرزندانشان جاری کن ، که زمانه امانشان را بریده و توانی برای این قدم های آخر برایشان نمانده…

کنارشان باش تا آخرین نفس ،

تا آخرین قدم ،

که چشم یاری شان جز تو و دستان پر مهرت نیست….!

پاسخ دهید

*

بالا