آخرین نوشته ها

جزئیات حسابتان را فراموش کرده اید؟

شق القمر ….

توسط / جمعه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۶ / منتشر شده در بخش درد و دل نویسنده, همه

 

قدم به قدم ..

طعام به دوش ..

صدای آروم و خش دار برخورد پاها به روی زمین ..

ضربه ی کوبه هایی که به در میخوره ..

طعامی که پشت در قرار داده میشه و مردی که میره تو انتهای تاریکی پنهون بشه ..

چشم های منتظرِ کودکی که خیره میشه به تاریکی تا بتونه ببیندش ولی ..

 

قدم هایی که نزدیک مسجد میشه ؛ چیزی به اذان صبح باقی نمونده ..

همه منتظر هستن تا برای نماز آماده بشه و اقتدا کنن برای خوندن دو رکعت نمازِ عشق ..

برقِ شمشیری که بیشتر از همه انتظار سجده ها رو میکشه .. تا بشکافه سینه ی قرآنِ مبین و ..

نفس هایی که با عشق از سینه خارج میشه و ذکر هایی که روی لب های خشک و ترک خورده ش جاری میشه ..

مردِ عبا به دوشِ نورانی تو هیبت رسول الله ..

قلبی که آروم تر از همیشه میزنه و مملو از شوقِ رسیدن به لحظه ی وصالِ یاسِ کبود ..

تکبیره الاحرام ..

لب هایی که به حمد و تسبیح و ستایش پرودگار باز میشن ..

رکوعِ پر از خضوع و سجده .. سجده ای پر از خشوع ..

انگار که ماه به روی زمین راه پیدا کرده باشه ..

اما ..

برقِ شمشیری که شق القمری به راه میندازه ..

آه پر سوزی که از سینه ی جبرئیل بیرون میاد و سکوتی که عرش خدا رو به لرزه میندازه ..

قامت خمیده ی من .. قدرتو ندونستن حیدرم ..

پاسخ دهید

*

بالا