آخرین نوشته ها

جزئیات حسابتان را فراموش کرده اید؟

شهادت مسلم بن عقیل علیه السلام

دوشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۵ توسط

سلام نمازش را میدهد و برمیخیزد که برود و چاره ای بیاندیشد. خانه مختار و هانی هم نتوانست جای امنی برای مسلمان میهمان کوفه باشد. کمتر از هفت روز از پیمان مردم کوفه با مسلم می گذرد . مردمی که تفاوت سایه ی ابن مرجانه و حسین بن علی را ندانند ، امیر جدیدشان را

بسم رب العشق . طاغوتیان اطراف حرم را گرفته اند؛انگار که حریم امن برای اجرای نقشه ی شومشان تنها راه سیاه و به جا مانده است.حریم امنی که خداوند از ابتدای خلقت ریختن قطره خونی را در آن حرام نموده جایگاهی شده است تا طاغوت در فکر این باشد که میتواند پایش را فراتر از

موزیک ویدئو سپر

سه شنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۵ توسط

  دریافت با کیفیت بالا دریافت با کیفیت متوسط دریافت با کیفیت پایین   خواننده : حامد زمانی شاعر(فارسی) : احمد بابایی (عربی):مرتضی آل کثیر آهنگساز: حامد زمانی تنظیم کننده: امیر جمالفرد تهیه کننده: سازمان فضای مجازی سراج مجری طرح گروه فرهنگی هنری دلصدا

آهنگ سپر

سه شنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۵ توسط

دریافت آهنگ سپر با کیفیت ۳۲۰kbs خواننده : حامد زمانی شاعر(فارسی) : احمد بابایی (عربی):مرتضی آل کثیر آهنگساز: حامد زمانی تنظیم کننده: امیر جمالفرد کارگردان: وحید امینی تهیه کننده: سازمان فضای مجازی سراج مجری طرح گروه فرهنگی هنری دلصدا

یاس در عقد ماه

شنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۵ توسط

زنی عرب، ظرفی از اسپند را در دست دارد و در ورودی کاهگلی درب خانه ایستاده. دانه های عنبر و مشک،روی آتش می رقصند و عطر می پراکنند. دیگ های غذا به جوش اوفتاده و حالا مستمندان شهر،همگی میدانند که حتما امشب،میمهمان سفره ی کریم ترین مرد شهرند. ماه بر راه آب و جارو شده

در جست وجوی شما

پنج شنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۵ توسط

آنان که به چاه شیطان افتادند،آنان که زیستن در زمین را ابدی دانستند،در راه می مانند،یا راه را گم میکنند،یا راه را کج میروند، چراکه دست تمنا نداشته،و پای طلب برنمیدارند. آنان هیچ از حضور حیات بخش تو ندارند : “انت کما تقول و فوق ما نقول تو چنانی که خود گویی و بالاتر از

از نارنجک دستی تا موشک قیام

یکشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۵ توسط

*** به نام یگانه بهانه هستی مرد که باشی ، پدرانه دست شهاب هایت را میگیری و قدم به قدم از پله ها بالا میبری..۱..۲..۳… مرد که باشی دغدغه های پدرانه ات تو را از ایران به سوریه و لبنان هم میکشد… مرد که باشی ، پدر میشوی..پدر موشکی ایران… مردی که در شب تولدش

شهیـده حجـاب

دوشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۵ توسط

. شاید آن روز که روبروی کیک تولدش با سی و یک شمع نشسته و چشمانش را بسته و دستانش را در هم گره کرده و زیر چانه اش گذاشته بود ، تصور نمیکرد چند ماه بعد در این جایگاه ایستاده باشد و از مردی که تهمت فاحشه و تروریست به او زده و روسری

اولین باری بود که سوار هواپیما می شدند. چشمان پسر کوچکشان از شدت ذوق برق می زد. در صندلی کنارشان هم یک تازه عروس و داماد بودند که اولین سفر دو نفره شان را تجربه میکردند. همه خودشان را برای یک سفر دلنشین آماده کرده بودند و هیچ کس از سرنوشت خبری نداشت. سرنوشتی که

چند ساعتی از طلوع آفتاب می گذرد؛ شهر در خلأ سکوت،محسور شده؛ تنها صدای بال زدن چند لاشخور- که اطراف یک خرابه پرسه می زنند و انگا بر سر یک تکه لاشه ی مجهول دعوایشان شده- گاه گاهی به گوش می رسد. صدای یک دست سازه ی بشری، لاشخورها را از دعوا متوقف می کند.

هوای عراق، در چله ی بزرگ زمستان هم همیشه گرما دارد؛چه برسد به این روزها که خورشید، دشنه ای شده و قصد شکافتن فرق زمین را کرده! مرد،دشداشه اش را بالا میگیرد تا گودال آبی که در راهش سبز شده، دامن سپید عربی اش را خیس نکند.با یک دست چفیه ی سرخش را نگه داشته

پدری میرود

یکشنبه, ۰۶ تیر ۱۳۹۵ توسط

ازچهره ی سیه چرده اش میتوان سنش را تقریبا ۱۲-۱۱ سال تخمین زد.به دیوار کاهگلی تکیه داده ؛در سفیدی شیر که با لرزش دست هایش و گاه با نسیم ملایم سحرگاه،موج میخورد،چهره اش را می بیند و زیر لب برای بار هزارم به خودش می گوید:«طبیب گفت شیر حالش را خوب می کند!گفت اگر شیر

بالا