آخرین نوشته ها

جزئیات حسابتان را فراموش کرده اید؟

عشق ، بر گوشه ی چادر خاکی

پنج شنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۶ توسط

. چهره ی سیاه و قامت بلندم ، از دور هیبت دارد و از نزدیک وقار و متانت. اما این روزها نه رنگ هیبت دارم و نه رنگ وقار ، که یادگاری هستم از مادر حسین ، بر سر زائران حرمش. ستون به ستون و موکب به موکب ، خاطره ای برایم تداعی میشود. کاروان

عشق ، بر فراز عَلَم

چهارشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۶ توسط

. ما سه تن بودیم. آمدیم که به سهم خود روایت کنیم هرآنچه با تار و پود وجودمان دیدیم و شنیدیم. و من اولینِ آنها هستم! عَلَمی‌بر دست زائری از زائرانِ ارباب عاشقان.سید مرا از ماه ها پیش ‌آماده ی سفر کرده بود. از همان شب های قدر که در هیئت کوچک خانگیشان پرچمی که

بالا